الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
254
الغدير ( فارسي )
كه پيغمبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله در روز غدير بدان تصريح و اعلان فرمود ، اين گونه سر و صداهاى ناموزون و همهمههاى بى اساس وجود نداشته ، جز اينكه در آنزمان معدودى از اهل كينه و عداوت ورزى بر آل اللَّه وجود داشته كه براى اين داستان ( اعلام ولايت ) علَّت و قضيهء شخصى ميتراشيدند كه بين امير المؤمنين عليه السّلام و زيد بن حارثه واقع شده ! براى كوچك نمودن موقعيّت بزرگ آن جناب در نفوس . تا اينكه زمان مأمون خليفهء عباسى رسيد و نامبرده جهل نفر از فقهاء عصر را احضار و با آنها دربارهء موضوع غدير - خم مناظره نمود و حق مطلب را بر آنها اثبات و مدلَّل ساخت بطوريكه در صفحه 82 گذشت ، سپس در قرن چهارم امّت اسلامى داستان غدير را با پذيرش تلقّى نمودند و علماء حفّاظ و صاحبان دقت نظر در برابر اين قضيه خاضع و سر تمكين فرود آوردند بدون اينكه كمترين اعتراضى بنمايند و سخن ترديد آميز كسى را كه باسم و رسم ناشناس است داير بر اينكه : على عليه السّلام در اين سفر ( حجة الوداع ) با رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نبوده رد و ابطال كردند بطوريكه در ص 215 گذشت ، و صريح كلمات بزرگان ( علم حديث ) را باتفاق جمهور اهل سنّت داير بصحّت حديث مزبور و سخن آنها را در تواتر آن در مطالب گذشته بيان نموديم و در ميان آنها بزرگان استادان دو مرد بزرگ حديث ( مسلم و بخارى ) حديث مزبور را بتحقيق با اسنادهاى صحيح و حسن روايت نموده و ( بثبوت و تحقق آن ) اطمينان حاصل نمودهاند ، و در ميان بزرگان اساتيد مذكور گروهى از اساتيد قرن سوم هستند كه دو استاد نامبرده از آنها باسنادهاى آنها در كتابهاى صحيح خود روايت ميكنند و آنها از اينقرارند : يحيى بن آدم متوفاى 203 ، شبابة بن سوار متوفاى 206 ، اسود بن عامر متوفاى 208 ، عبد الرزّاق بن همام متوفاى 211 ، عبد اللَّه بن يزيد متوفاى 212 عبيد اللَّه بن موسى متوفاى 213 ، حجاج بن منهال متوفاى 217 ، فضل بن دكين متوفاى 218 ، عفان بن مسلم متوفاى 219 ، عليّ بن عياش متوفاى 219 ، محمّد بن كثير متوفاى 223 ، موسى بن اسماعيل متوفاى 223 ، قيس بن حفص متوفاى 227 هدبة بن خالد متوفاى 235 ، عبد اللَّه بن ابى شيبه متوفاى 235 ، عبيد اللَّه بن عمر